استراتژی­های گوناگون سرمایه در گردش و سياست­های مطلوب: پایان نامه در مورد سیاست های مدیریت سرمایه

استراتژی­های گوناگون سرمایه در گردش و سياست­های مطلوب

مدیریت سرمایه در گردش واحد تجاری در شرایط مختلف باید استر اتژی های مناسبی را برای شرکت انتخاب نماید تا بتواند به نحو کار آمد دارائیهای جاری و بدهی های جاری را اداره نماید و تامین مالی اقتصادی صورت گیرد و بدین طریق بازده شرکت را بالا برده و ثروت سهامداران را حداکثر نماید. به عبارتی ارزش زایی مدیریت سرمایه در گردش بسیار حائز اهمیت است (رهنمای رودپشتی و کیائی1387، 4).

در مورد سرمایه در گردش استراتژی­های گوناگونی وجود دارد که از تلفیق استراتژی دارایی­های جاری و بدهی­های جاری حاصل می­شود. در مدیریت سرمایه در گردش با توجه به شرایط مختلف باید         استراتژی­های مناسب را برای شرکت انتخاب نمود تا بتوان به نحو موثر دارایی­های جاری و بدهی­های جاری  یک واحد تجاری را اداره کرد و نیازهای تأمین مالی واحد تجاری به درستی تأمین شود، از این طریق بازده سهام شرکت را بالا برده و ثروت سهامداران حداکثر شود. با تلفیق دارایی­های جاری و         بدهی­های جاری استراتژی کلی مدیریت سرمایه در گردش به سه دسته تقسیم می­شود: 1. استراتژی محافظه کارانه، 2. استراتژی جسورانه، 3. استراتژی میانه رو (جهان خانی و پارسائیان 1389، 84). مدیران سرمایه در گردش در یک طیف قرار دارند که در یک سمت آن، استراتژی محافظه کارانه و در سمت دیگر استراتژی متهورانه قرار دارند. استراتژی­های میانه رومتمایل به محافظه­کاری و میانه رو متمایل به متهورانه در حد فاصل بین استراتژی محافظه­کارانه و متهورانه قرار دارند. بنابراین شرکت­ها می­توانند در اداره امور           دارایی­های جاری و بدهی های جاری، استراتژی های گوناگونی به کار برند. با ترکیب استراتژی های گوناگون می­توان سیاستی را در پیش گرفت که سرمایه در گردش به حد مطلوب برسد (اعرابی و عابدی 1390، 14).

مديران واحد انتفاعي در شرايط مختلف با توجه به عوامل دروني و بيروني واحد انتفاعي و با توجه به ريسك و بازده بايد استراتژي مناسبي را براي اداره و مديريت سرمايه در گردش واحد خود انتخاب نمايند. چنانچه نوع استراتژي مديريت دارائي­هاي جاري و بدهي­هاي جاري در موقعيتي معين به گونه­اي مناسب انتخاب شود، امكان دستيابي به بهترين استراتژي مديريت سرمايه در گردش فراهم خواهد شد (رهنمای رودپشتی و کیائی 1387، 2). ايجاد تعادل در دارائي­هاي جاري و بدهي­هاي جاري از اهميت خاصي برخوردار است؛ به طوريكه تصميم­گيري در موردیكي بر روي ديگري تاثير زيادي مي­گذارد (مالکی و همکاران 1390، 142). سطح دارایی­های جاری نگهداری شده در داخل یک شرکت بستگی به عوامل مختلف  دارد. با این حال، هر شرکت باید در بهینه سازی سطح دارایی های جاری از طریق  بررسی میزان لازم این دارایی ها و ساختار آنها برای حفظ تداوم و نظم پروسه های تولید تلاش کند (گرابوسکا 2010، 176).