انواع زیانهای هیجان؛پایان نامه در مورد هوش

زیانهای هیجان

1)موجب بروز اعمال ناپسند و در نهایت باعث پشیمانی می شود:

در روزنامه ها حوادث ناگواری را مطالعه کرده اید که منشا آن هیجانات منفی بوده است.

2)موجب اغفال می شود:

اگر نتوانید کسی را با دلایلی منطقی وادار به انجام کاری کنید با تاثیر گذاشتن بر او بوسیله کلمات می توانید حالت هیجانی منفی در او ایجاد کنید تا او را به انجام کاری وادار کنید که دلخواه شماست.

3)عقل و منطق را تحت تاثیر قرار می دهد:

این حالت وقتی بوجود می آید که هیجان بصورت شدید و ناگهانی ظاهر شود(آقایار ،           شریفی درآمدی ، 1386 : 45)

2-1-13-سرچشمه هیجانها

هیجانات در مغز بویژه از سیستم لیمبیک (Limbic System)[1] سرچشمه می گیرد.

سیستم لیمبیک ساختار کوچکی دارد که در وسط مغز پایین تر از مرکز یا قشر مخ قرار دارد.

ساقه مغز،هوشیاری را کنترل و تحریک می کند و پیامهای حسی را از طریق دستگاه لیمبیک به قشر مخ ارسال می کند.بیشترین افکار و یادگیریها در قشر مخ شکل می گیرد.

حافظه نقش مهمی در یادگیری دارد و دستگاه لیمبیک را درگیر می کند.دستگاه لیمبیک هیجانات و رفتارها را تفسیر و جهت می دهد(آقایار ، شریفی درآمدی ، 1386 : 46)

2-1-14-چگونگی شکل گیری هیجانها

هیجانها از حافظه و واکنش ما نسبت به شرایط جاری پدیدار می شوند.شکل گیری هیجانات ما با توجه به اندیشیدن درباره تجربیات و حوادث حال و گذشته است.همه ما تلاش می کنیم رفتارهای خود را در رابطه با دیگران توصیف کنیم.راههایی که می خواهیم علت رفتار را بیان کنیم ، اسناد (Attributions) می نامند.(آقایار ، شریفی درآمدی ، 1386 : 48)

2-1-15-علت اهمیت هیجانها در محیط کار

هیجانها می توانند عامل کاهش بهره وری ، ضعف قضاوت ، تصمیم گیری غلط ، جذب کارکنان نامناسب ، از دست دادن کارکنان لایق ، بی انگیزگی کارکنان ، فقدان کارگروهی و خود مدیریتی شوند و در عوض عامل افزایش بهره وری ، قضاوت صحیح ، تصمیم گیری هوشمند ، استخدام افراد شایسته و حفظ آنها ، ایجاد انگیزه در دیگران ، کارگروهی قوی و خود مدیریتی نیز محسوب می شوند(آقایار ، شریفی درآمدی ، 1386 : 66)

2-1-16-مفهوم هوش هیجانی

تمامی جوامع برای مهارتها و رفتارهای خاص ارزش قائلند.این که هر جامعه از کدام استعدادها تجلیل می کند ، بستگی دارد به این که جامعه برای بقا و تداوم خود چه نیازها و خواسته هایی دارد ، از نظر غالب مردم داشتن هوش ، توانایی سازش موفقیت آمیز با نیازها و خواسته های فرهنگی و محیطی است.آزمونهای هوش شبیه یکدیگر نیستند ، بعضی از تفاوتهای میان آنها ، ناشی از نظریه مرتبط با هوش است که آزمون مبتنی بر آن است .

هوش از قدیمی ترین مفاهیم روان شناسی است که در متون علمی بحثهای متعددی درباره آن شده اما هنوز هم نظریه پردازان بر سر تعریف آن توافق نظر ندارند.برای نمونه ، آیا هوش نوعی توانایی با کیفیت واحد و یا حاصل جمع مجموعه ای از مهارتهاست ؟ هنوز به پاسخ روشنی منجر نشده است .آنچه مسلم است ، هوش از جذابترین نیروهای روانی است که جلوه های آن در موجودات مختلف به مقادیر متفاوت قابل مشاهده و رویت است.هر چه موجودات از تکامل بیشتری بهره مند بوده و به همان نسبت از پیچیدگی بیشتری برخوردار باشند ،از نظر هوش نیز پیشرفته تر خواهند بود. چرنیس(2000) اظهار داشته ، هیجان را بطور ساده می توان تحرک در مرکز احساسات معنی کرد بعلاوه توان سامان دادن به احساسات و مهار تنشها جنبه ای از هوش هیجانی و لازمه موفقیت در کار و زندگی است .

ثرندایک[2] هوش هیجانی را توانایی درک و شناخت دیگران تعریف می کند .

مایر و سالووی[3] (1990) هوش هیجانی را مجموعه ای از توانایی ها دانسته اند که به فرد کمک     می کنند تا احساسات خود و دیگران را شناخته ، درک نموده و در نهایت بتوانند احساسات خود را اداره و تنظیم کنند.

در تعریف دیگر مایر و سالووی (1993) معتقدند هوش هیجانی امکان تفکر با خلاقیت بیشتر و استفاده از احساسات و هیجانات برای حل مشکلات را فراهم می کنند.آنها بر این باورند که هوش هیجانی نوعی از هوش اجتماعی است که مستلزم توانایی نظارت بر هیجانات خود و دیگران ،    تمایز گذاری میان آنها و استفاده از اطلاعات برای راهنمایی تعقل و اقدامات شخصی است .

[1] – دستگاه کناری که ریشه آن از Limbus به معنای حلقه است . در مواقعی که اسیر اشتیاق یا غضب یا سراپا غرق عشق ، ترس یا وحشت می شویم در واقع دستگاه لیمبیک است که ما را در چنگال خود قرار می دهد که این سیستم پس از پالایش و پردازش دو وظیفه مهم یعنی یادگیری و حافظه را بر عهده دارد (گلمن ، دانیل ، هوش هیجانی ، ترجمه پارسا – تهران ، رشد .ص 25)

[2]-Thorndik

[3]-Mayer & Salovey