تكنولوژي و مزيت رقابتي؛پایان نامه درمورد تکنولوژی

– تكنولوژي و مزيت رقابتي

در اينجا به بيان نظرات محققين مختلف در مورد تكنولوژي و ارتباط آن با مزيت رقابتي می‌پردازیم:

امروزه تاثير تكنولوژي در ايجاد مزيت رقابتي براي شرکت‌ها برهمه مبرهن است. در بسياري از موارد، تكنولوژي به عنوان منبع اصلي مزيت رقابتي براي صنايع سازنده، توسط افراد با تجربه، دانشگاهيان و دولت‌ها قابل قبول بوده است (تورکلی و تاومینن[1] ، 2002).

در محیط‌های پيچيده، شرکت‌ها بايد تكنولوژيهاي داراي مزيت نسبي را انتخاب كرده و در آن سرمايه گذاري كنند(شن و همکاران،2011).

يك كشور می‌تواند با سرمايه گذاري در تکنولوژی‌های نوظهور داراي مزيت نسبي، مزيت رقابتي خود را به دست آورد (لی و سانگ[2]، 2007).

شرکت‌های تكنولوژي محور، براي حفظ رقابت و ادامه دادن به رشد خود، برتجديد منابع تكنولوژي موجود و بهره برداري از تکنولوژی‌های جديد تكيه می‌کنند. اين نوع شرکت‌ها، براي حفظ مزيت رقابتي خود يا بدست آوردن فرصتهاي جديد نيازمند برنامه ريزي تخصصي فني و استراتژيك هستند.

انتخاب تكنولوژيهاي كليدي به اين شرکت‌ها و كشورهايشان براي تثبيت مزيتشان در محيط رقابتي كمك خواهد كرد (شن و همکاران،2011؛ کلارک[3]، 1989).

از طرف ديگر يك شركت می‌تواند مزيت رقابتي خود را با سرمايه گذاري در گزينه هاي نادرست، زمان نادرست يا سرمايه گذاري بيش از حد در گيزنه هاي درست، از دست بدهد (تورکلی و تاومینن، 2002).

شرکت‌ها براي موثربودن در بازار و بدست آوردن مزيت رقابتي به دنبال اكتساب تكنولوژيهاي توسعه يافته جديد می‌باشند (دعیم و کوک اوغلو[4]، 2008)

بقا در بازارهاي پررقابت، نيازمند تمركز روي عوامل مهمي مانند قابليت تكنولوژيكي، كيفيت محصول، تبعيت از استانداردها و پاسخگويي سريع به عنوان پايه و اساس مزيت رقابتي می‌باشد(هوانگ و تانگ[5]، 2008).

2-6-1- ابعاد مزيت رقابتي

امروزه تجزيه و تحليل عملكرد در بنگاه هاي رقابتي و موفق در سطحي فراتر از رويكرد هاي مالي و بهره وري محور در جريان است و مديران بنگاه‌ها از شاخص‌های متنوعي براي سنجش عملكرد استفاده می‌کنند. بعضي از اين شاخص‌ها كه در گذشته نيز مورد استفاده قرار می‌گرفت، مستقيماً با فرايند توليد در ارتباط هستند كه از آن جمله می‌توان به ظرفيت، كارايي و بهره وري اشاره نمود. اما دسته ديگري از شاخص‌ها براي تحليل عملكرد وجود دارد كه با رويكرد استراتژيك سازمان ارتباط تنگاتنگي داشته و امروزه به طور وسيعي مورد استفاده است. از اين موارد تحليل عملكرد رقابتي بنگاه براساس ابعاد چهارگانه رقابت در حوزه هاي كيفيت، قيمت، سرعت تحويل و انعطاف پذيري است (پورتر[6]، 1985).

كاهش هزينه

زماني كه حاشيه سود هر واحد محصول پايين است، بنگاه بايد در چالش با ساير رقبا، امكان فروش حجم بالاتري از محصولات را براي خود ايجاد نمايد و با پاسخگويي مناسب در قبال سرمايه گذاري انجام شده، امكان ايجاد فرصت در آينده را براي خود حفظ نمايد (هیل[7]، 1994). در چنين شرايطي كاهش هزينه، تبديل به يك اولويت رقابتي كليدي می‌شود كه در صورت تدوين دقيق و اجراي صحيح استراتژی‌های مربوط، سازمان به مزيت رقابتي رهبري هزينه در بازار هدف دست می‌یابد. شرکت‌هایی كه در مسير كاهش هزينه و حداكثر نمودن كارائي خود گام برمي دارند به دنبال كاهش سطح خطا و استانداردسازي فرايند خود هستند و تلاش می‌کنند تا با به كارگيري سبد تكنولوژيكي مناسب به مزيت صرفه جويي به مقياس دست يابند (دستجردي و همكاران، 1389).

كيفيت

تعاريف متنوعي براي اين مفهوم در ادبيات يافت می‌شود و اين امر باعث شده تا وظايف كليدي مديريتي در ارتباط با رقابت برنده مبتني بر كيفيت نيز در صنايع و بازارهاي مختلف متفاوت باشد. در حوزه توليد و عمليات انطباق مشخصات محصول نهايي با نياز مشتريان از مسئولیت‌های مديران توليد است كه با هدف كسب مزیت‌های رقابتي مبتني بر كيفيت دنبال می‌شود. رقابت مبتني بر كيفيت علاوه بر سرمايه گذاری‌های مناسب در جهت توسعه تكنولوژي، نيازمند رويكردي است جامع است كه كيفيت را تنها روشي براي جلوگيري از مشكلات يا كاهش هزينه هاي دوباره كاري ننگرد، بلكه آن را فرصتي براي جلب رضايت مشتري قلمداد نمايد (پورتر، 1985).

تحويل به موقع

مفهوم تحويل به موقع با رويكرد رقابتي، در برگيرنده عمل سريع و قابل اطمينان به وعده تحويل است.

بسياري از شرکت‌ها، خصوصاً شرکت‌های خدماتي، اولويت رقابتي تحويل مناسب را به عنوان معيار ايجاد و توسعه جايگاه رقابتي مناسب در بازار به كار می‌گیرند. انتخاب اين اولويت به منزله آن است كه شركت تصميم می‌گیرد محصولات خود را سریع‌تر و با اطمينان بالاتري نسبت به ساير رقبا به مشتريان خود تحويل نمايد (پورتر، 1985).

انعطاف پذيري

انعطاف پذيري نمايانگر توانايي بنگاه در انجام تنظيمات مورد نياز براي واكنش مناسب در برابر تغييرات محيطي، بدون ايجاد تاثيرات منفي زياد بر عملكرد است. پژوهشگران اتفاف نظر دارند كه انعطاف پذيري توليد، مفهومي چند بعدي است اما درباره اين كه ابعاد اصلي آن دقيقاً شامل چه مواردي است، اختلاف نظر وجود دارد. اما به طور كلي يازده بعد انعطاف پذيري عبارتند از انعطاف پذيري در ماشين آلات، فرايند محصول، مسيريابي،‌حجم توليد، توسعه، عمليات، توليد، انتقال مواد، بازار و برنامه (دستجردي و همكاران، 1389).

بدون شك اكتساب تكنولوژي با در نظر گرفتن تمامي ابعاد موثر برآن می‌تواند اثر قابل توجهي را روي ابعاد فوق داشته باشد.

تدوين و اجراي موثر استراتژي تكنولوژي، محرك اصلي مزيت رقابتي يك شركت به شمار می‌رود.

يكي از مهم‌ترین تصميمات استراتژيك در تدوين استراتژي تكنولوژي، چگونگي اكتساب تكنولوژي مورد نياز است (لی و همکاران، 2009). از آنجا كه اكتساب تكنولوژي نقش مهمي در بهبود شايستگي[8] يك شركت دارد (هوانگ و تانگ، 2008)، در ادامه به بررسي اين واژه می‌پردازیم.

[1] . Torkkeli & Tuominen

[2] . Lee & Song

[3] . Clark

[4] . Kocaoglu & Daim

[5] . Tang & Hung

[6] . Porter

[7] . Hill

[8].  Competence