مفهوم سهام رشدی و ارزشی؛پایان نامه درمورد سهام

سهام رشدی و ارزشی

يكي از طبقه بندي­هاي متداول در زمينه ميزان ميزان ريسك­پذيري سهام، طبقه­بندی سهام بر مبنای سهام، رشدی و سهام ارزشی است(Petkova & Zhang, 2005). به طور کلی، سهام شرکت­های موجود در بازار سرمایه، ممکن است در یکی از پورتفوهای سهام رشدی، سهام قیمتی و یا سهام خنثی(سهام طبیعی) قرار گیرند. سهام خنثی، سهامی است که ممکن است برخی ویژگی­های سهام رشدی و یا قیمتی را داشته باشد، اما جزء هیچ کدام نباشد. سهام خنثی، بین سهام رشدی و قیمتی قرار دارد و ممکن است در کوتاه­مدت و یا در بلند­مدت، به یکی از پورتفوهای سهام رشدی یا سهام قیمتی مهاجرت کند. سهام رشدی و قیمتی سهامی هستند که از نظر تاثیر عوامل اساسی در بازار سرمایه، نظیر ریسک، بازده، رونق و رکود بازار، افق زمانی، اندازه شرکت و سایر عوامل تفاوت­های بسیاری با یکدیگر دارند(فروغی و دیگران، 1389).

 

 

2-3-1- سهام ارزشی

سهام ارزشي، سهامي است كه قيمت آن نسبت به جريان­هاي نقدي، سود تقسيمي و ارزش دفتری آن­ها، پایین­تر از میانگین بازار است(Fama & French, 2003). سرمایه­گذاران برای سرمایه­گذاری در سهام ارزشی، به ارزش روز شرکت توجه می­کنند، بدون آنکه انتظار رشد چشمگیر و یا عمده در سودآوری شرکت داشته باشند. به همین علت، این گونه سرمایه­گذاران نسبت به سرمایه­گذاران در سهام رشدی از حاشیه اطمینان بالاتری برخوردارند. سهام ارزشی متعلق به شرکت­هایی است که از نظر سودآوری وضعیت مطلوبی دارند، اما بازار، سهام آن­ها را به صورت موقت، زیر ارزش ذاتی ارزش­گذاری کرده است. بنابراین انظار سرمایه­گذاران این است که بازار، این اشتباه در قیمت­گذاری را کشف کند و قیمت این سهام افزایش یابد.

سهام ارزشی نوعی از سهام است که سود، سود تقسیمی، ارزش دفتری و یا دیگر شاخص­های بنیادین آن در مقایسه با شرکت­های مشابه آن در صنعت، کمتر است و در نتیجه، با در نظر گرفتن معیار­هایی مانند نسبت قیمت به درآمد هر سهم [1]P/E و نسبت ارزش دفتری به هر سهم B/P[2]، سهامی با قیمت ارزان ارزیابی می­شود(Sharpe, 1964). سرمایه­گذاران ارزشی در جستجوی سهام شرکت­هایی هستند که وضعیت مطلوبی دارند اما بازار سهام، آن­ها را به طور موقت زیر قیمت ذاتی، ارزش­گذاری کرده است. بنابراین انتظار این است که بازار، این اشتباه را در قیمت­گذاری کشف کند و قیمت این سهام افزایش یابد(Lakonishok etal, 1994).

رویکرد ارزشی رویکرد تجزیه و تحلیل بنیادی کلیدی است. به این رویکرد، رویکرد گراهام[3]، به‌ نام توسعه‌­دهنده­ی آن، بنجامین گراهام  نیز اطلاق می‌­شود. در این روش، سرمایه­گذاران، به ارزش روز شرکت توجه می­کنند بدون آنکه انتظار داشته باشند شرکت رشد چشم‌گیر یا تغییرات عمده­ای داشته است. سپس سهام را زمانی که قیمت آن کمتر از قیمت ذاتی آن است می­خرند. به این ترتیب سرمایه­گذار ارزشی، حاشیه اطمینان بالایی دارد که سرمایه­گذار رشدی به ‌طور معمول از آن بی­‌بهره است(ایوانی فرزاد، 1378).

اگرچه تعریف واضح و مشخصی از سهام ارزشی و رشدی وجود ندارد، بیشتر سرمایه­گذاران در تعدادی از معیار­های کلی توافق دارند که در زیر به برخی از معیار­های سهام ارزشی اشاره شده است(ken little, 2006).

  • نسبت P/E چنین شرکتی در طبقه­بندی بر حسب آن باید در10درصد انتهایی قرار گیرد؛
  • نسبت[4]PEG آن باید کمتر از 1 باشد که نشان می­دهد شرکت، زیر قیمت ارزش_گذاری شده است؛
  • دارایی­های جاری آن، دو برابر بدهی­های جاری باشد؛ و
  • حداقل حقوق صاحبان سهام از محل بدهی­ها باشد.

2-3-2- سهام رشدی

سهام رشدی سهامی است که قیمت آن نسبت به جریان­های نقدی، سود تقسیمی و ارزش دفتری آن­ها بالاتر از میانگین بازار است. سهام رشدی متعلق به شرکت­هایی است که هنوز به مرحله بلوغ نرسیده­اند و تا حد امکان از توزیع سود، خودداری می­کنند. این شرکت­ها عموماً دارای فرصت­های سرمایه­گذاری مناسب هستند(Fam & French, 2003). طرفداران این رویکرد اعتقاد دارند که دلیل اصلی برای سرمایه­گذاری در این نوع سهام، سرمایه­گذاری در رشد آینده سود­های شرکت است و بنابراین بهترین نوع سهم برای تملک، سهمی است که انتظار می­رود سود آن با سرعت متوسط بالایی رشد کند. از این رو تحلیل­گران اقتصادی کوشش می­کنند تا شرکت­هایی را شناسایی کنند که هنوز به مرحله بلوغ خود نرسیده­اند؛ زیرا این شرکت­ها برنامه­های پژوهش و توسعه قوی بیشتری دارند. سرمایه­‌گذاران رشدی، در پی سهام شرکت­هایی هستند که در طول تاریخ، رشدی سریع­تر از حد متوسط داشته‌­اند و بنابراین قابلیت رشد بالایی دارند. رشد با عواملی مانند افزایش سود یا میزان فروش یک شرکت اندازه­گیری می­شود. مدیران سهام رشدی تمایل دارند که هر سودی را انباشته و از پرداخت سود خودداری کنند؛ زیرا می­خواهند که دوباره هرگونه وجه نقد در دسترس را در موسسه سرمایه­گذاری کنند. بنابراین، سرمایه­گذاران رشدی، به طور عمده بازده سرمایه­گذاری خود را از محل افزایش در قیمت‌­های سهام به دست می­آورند(ایوانی، فرزاد، 1378).

برخی از ویژگی‌­های کلی برای شناسایی سهام رشدی به شرح زیر است:

  • میزان رشد قوی: هم تاریخی و هم پیش­بینی شده؛
  • میزان بازده حقوق صاحبان سهام(ROE)[5] قوی: آیا بازده حقوق صاحبان شرکت با صنعت و متوسط 5 ساله‌اش تطبیق می­کند؛
  • وضعیت سودآوری سود هر سهم (EPS)[6]: به ویژه سود قبل از مالیات. آیا شرکت، فروش­‌ها را به سود تبدیل می­کند؟ آیا مدیریت نظارت و مهار هزینه­ها وجود دارد؟ حاشیه­ی سود قبل از مالیات باید متجاوز از میانگین 5 ساله و متوسط صنعت آن باشد؛ و
  • قیمت پیش­بینی شده سهم چیست؟ قیمت این سهم می­تواند در 5 سال دو برابر شود؛ تجزیه و تحلیل گران این پیش­بینی­ها را بر طبق مدل تجاری و وضعیت بازار انجام می­دهند (ken little, 2006).

[1]. Price / Earnings

[2]. Book Value / Price

[3]. Benjamin Graham

[4]. P / E  /  Growth rate

[5]. Return On Common Stockholder’s Equity

[6]. Earning Per Share