مفهوم عدم تقارن اطلاعاتی.پایان نامه تأثیر سطح عدم اطمینان بر رابطه بین ویژگیهای کیفی سود و عدم تقارن اطلاعاتی

مفهوم عدم تقارن اطلاعاتی:

طبق نظر اسكات و همكاران[1](2003) زماني كه يكي از طرفين معامله نسبت به طرف ديگر، داراي مزيت اطلاعاتي باشد، مي‌گويند. سيستم اقتصادي از ديدگاه اطلاعات، نامتقارن است. در تئوري حسابداري، مسئله نامتقارن  بودن اطلاعات داراي اهميت زيادي است زيرا بازارهاي اوراق بهادار دستخوش تهديدهاي ناشي از مسئله عدم تقارن اطلاعاتي قرار ميگيرند و اين به دليل وجود اطلاعات درون سازماني است. حتي اگر قيمت به طور كامل تمام اطلاعات موجود در بازار را به همگان منعكس كند، باز هم اين احتمال وجود دارد افراد درون سازمان، نسبت به افراد خارج از سازمان، داراي اطلاعات بيشتري باشند. در اين زمان، اين افراد از مزيت داشتن اطلاعات استفاده ميكنند و به منافع بيشتري دست مي‌يابند. زماني كه سرمايه گذاران خارجي از اين موضوع آگاه شوند، بديهي است مبالغي را كه آماده بودند در صورت وجود اطلاعات كامل، براي اوراق بهادار پرداخت كنند، نمي پردازند و بدين گونه در برابر زيانهاي احتمالي ناشي از وجود اطلاعات محرمانه، واكنش نشان می دهند (احمدپور و عجم، 1389).

2-3-2- نقش عدم تقارن اطلاعاتی در بازار سرمایه:

آنچه در بازارهاي سرمايه بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه بسياري از افرادي كه اقدام به سرمايه گذاري مي كنند، مردم عادي هستند كه تنها راه دسترسي آن‌ها به اطلاعات مهم، اطلاعيه‌هايي است كه از جانب شركت‌ها منتشر مي شود. يك نمونه از اين نوع اطلاعيه‌ها را مي توان اعلان سود برآوردي هر سهم دانست كه در آن سود پيشنهادي هرسهم از جانب شركت پيش بيني شده و به اطلاع عموم رسانده مي‌شود. حال اگر در بين سرمايه‌گذاراني كه در بازارهاي سرمايه مشغول فعاليت بوده، افرادي باشند كه از نظراطلاعاتي نسبت به سايرين در موقعيت بهتري قرار داشته باشند و به عنوان مثال ازاعلان‌هايي كه قرار است درباره سود صورت پذيرد مطلع باشند قادر خواهند بود تا برعرضه و تقاضاي بازار تاثير گذاشته و به اصطلاح، منجر به بروز شكاف قيمت‌ها شوند.

دليل اصلي آن نيز وجود عدم تقارن اطلاعاتي در بازار سرمايه است كه بر طبق آن افرادمطلع از اعلان سود و يا هرخبر با اهميت ديگر  را نسبت به سايرين در موقعيت تصميم گيري مناسب تري قرار مي‌دهد. يكي از نكات مهمي كه همواره در مورد بازارهاي سرمايه به ويژه بورس‌هاي اوراق بهادار مطرح مي‌شود، بحث كارايي بازار است كه بر طبق آن تمامي اطلاعات موجود در بازار، اثرات خود را بر روي قيمت سهام منعكس مي كنند. شايد بتوان از ديدگاه فرضيه بازار كارا، دليل وجودی حسابداري را عدم تقارن اطلاعاتي بيان كرد كه در آن يكي ازطرفين مبادله، اطلاعات بيشتري را نسبت به طرف مقابل در اختيار دارد. اين امر به علت وجود معاملات و اطلاعات دروني به وجود مي آيد. حتي اگر قيمت بازار اوراق بهادار كاملاً منعكس كننده اطلاعات باشد باز هم اين احتمال وجود دارد كه افراد درون سازماني بيش از افراد برون سازماني در مورد وضعيت كيفي شركت اطلاعات بيشتري در اختيار داشته باشند و بتوانند به واسطه اين مزيت اطلاعاتي در براي كسب منافع بيشتر اقدام كنند. در اينجا است كه يكي از زير شاخه‌هاي بحث عدم تقارن اطلاعاتي موسوم به “گزينش انتخاب مغاير ” نمايان مي شود. گزينش مغاير به وضعيتي اطلاق مي‌شود كه در آن فروشندگان، اطلاعاتي در اختيار دارند كه خريداران از آن بي اطلاع هستند و بالعكس، كه اين امر دقيقا ” قبل از وقوع معامله به وجود مي آيد.زماني كه معامله گران در بازار از وجود افراد غير مطلع آگاه شوند مساله گزينش مغاير افزايش مي يابد. در اين حالت افزايش سطح عدم تقارن اطلاعاتي از طريق گسترش تفاوت دامنه پيشنهادي قيمت خريد و فروش سهام نشان داده مي شود وبازارگردان‌ها  از افزايش اين تفاوت براي جبران ريسك گزينش مغایر بهره مي گيرند. به عبارت ديگر، حضور افراد ناآگاه در بازار سرمايه اين امكان را فراهم مي سازد تا سرمايه گذاران حرفه اي نرخ بازده بالاتري به دست آورند(قائمی و وطن پرست، 1384).

[1] Scott, et al., 2003