– واحد حسابرسی داخلی -پایان نامه رابطه بین مدیریت سود و جنسیت مدیران

– واحد حسابرسی داخلی

افزون بر کمیته حسابرسی، شرکت ها می توانند به طور اختیاری یک واحد حسابرسی داخلی را به منظور تکمیل چارچوب نظارت داخلی موجود ایجاد کند. این واحد، خدمات مشاوره و اعتباردهی را به شرکت ارائه می کند که می تواند اثربخشی مدیریت ریسک، کنترل و فرایندهای نظارتی شرکت را بهبود ببخشد. همچنین، انتظار می رود حسابرسی داخلی، عملکرد اثربخش کمیته حسابرسی را تسهیل کند؛ زیرا اهداف حسابرسی داخلی با مسئولیت های نظارت بر گزارشگری مالی کمیته حسابرسی همراستا است.

حسابرسان داخلی می توانند به کاهش مدیریت سود نامناسب و فرصت طلبانه کمک کنند. مسئولیت های اصلی حسابرسان داخلی در این زمینه عبارتند از:

1ـ کمک به مدیریت و کمیته حسابرسی در ارزیابی ریسک مدیرت و سود

2ـ ارزیابی اثربخشی کنترل های داخلی مربوطه و فرایند مدیریت ریسک.

برای ایفای موثر این نقش لازم است که واحد حسابرسی داخلی از نظر سازمانی مستقل از مدیریت سطوح عالی و همچنین، درک کافی از مدیریت سود فرصت طلبانه و علل آن داشته باشد.

اگرچه درگذشته، حسابرسی داخلی بیشتر بر ریسک های عملیاتی و کنترل ها تأکید می کرد. امروزه، تأکید فزاینده ای بر نیاز به توجه به مدیریت سود و گزارشگری مالی نادرست می شود.

شرون واتکینس، نایب رئیس سابق انرون، بر این باور است که حسابرسان داخلی باید علامت های هشدار دهنده ای همچون موارد زیر را جست و جو کنند.

1ـ فشارهای بی مورد مدیریت ارشد برای رسیدن به سود هدف

2ـ قراردادهای پاداشی که ممکن است کارکنان را به منظور دریافت پاداش های مالی ترغیب به مدیریت سود کند (همان منبع).

کلیکمن (2003)، استدلال می کند که حسابرسان داخلی نباید صرفاً فعالانه درگیر کشف مدیریت سود باشند، بلکه آن ها باید رویکردی کنش گرا را برای آموزش مدیران و هیأت مدیره در مورد خطرات مدیریت سود در پیش گیرند. نقش حسابرس داخلی در کشف مدیریت سود مکمل نقش حسابرسی برون سازمانی است.

2-2-11-1- حسابرسی برون سازمانی

انتخاب حسابرس شرکت یکی دیگر از مکانیسم های حاکمیت شرکتی است که احتمالاً به مدیریت سود وابسته است. در حالی که مدیریت مسئول تهیه صورت های مالی است، اما حسابرسان باید مطابقت آن را با اصول پذیرفته شده حسابداری تعیین کنند. اگرچه انعطاف پذیری در اصول پذیرفته شده حسابداری، سود را دستکاری کنند، حسابرس دارای این قدرت است که در مورد مفروضات مدیریت پرس و جو کند و قبل از صدور اظهارنظر، انجام تغییراتی را الزامی کند. بنابراین، از نظر تئوری، حسابرس می تواند علاوه بر کشف موارد تخطی از اصول پذیرفته شده حسابداری، به میزان چشمگیری مدیریت سود را کاهش دهد.

تصور بر این است که مؤسسات حسابرسی بزرگ نسبت به مؤسسات حسابرسی کوچک، حسابرسی های با کیفیت تری را انجام می دهد. همچنین، مؤسسات بزرگ در مقایسه با مؤسسات کوچک، نظارت اثر بخش تری را بر فرآیند گزارشگری مالی انجام می دهند. کریشنان (2003) بر این باور است که نه تنها مؤسسات حسابرسی بزرگ، منابع و تخصص بیشتری را برای کشف مدیریت سود دارا هستند، بلکه به دلیل داشتن صاحبکاران بزرگ تر، انگیزه بیشتری را نیز برای حمایت از شهرت خود دارند. پژوهش ها حاکی از آن است که صاحبکاران پنج مؤسسه حسابرسی بززگ در مقایسه با صاحبکاران سایر مؤسسات حسابرسی به میزان کمتری درگیر مدیریت سود شده اند.