اجزای مختلف سرمایه فکری -پایان نامه درباره مولفه های سرمایه فکری

دانلود پایان نامه

اجزای سرمایه فکری

الف)سرمایه انسانی[1]:

سرمایه انسانی نشان دهنده “موجودی دانش افراد یک سازمان” است که به مثابه یک منبع نوآوری و نوساری استراتژیک از اهمیت خاصی برخوردار است(بنتیس،1999).

روس و همکارانش (1997) نیز بحث می کنند که کارکنان سرمایه فکری را از طریق شایستگی،نگرش و چالاکی فکریشان ایجاد می کنند.

سرمایه انسانی شامل تمامی قابلیت های فردی،استعدادها،دانش و تجربه کارکنان سازمان و مدیران می باشد.مواردی نظیر شایستگی ها،قابلیتها،ارتباطات و ارزش کارکنان(جعفری 2006).

به بیان دیگر دانش،مهارت،تجربه و نگرشهای فرد مشغول در سازمان است(منتظرقائم،1387).

سرمایه انسانی زمانی شکل می گیرد و بکار برده می شود که کارکنان بخش بیشتری از زمان و استعداد خود را به فعالیت هایی اختصاص دهند که منجر به نوآوری می شود.سرمایه انسانی می تواند به دو طریق رشد کند:وقتی سازمان بیشتر از آنچه که افراد میدانند استفاده می نماید یا زمانی که افراد بیشتر آنچه را می دانند که برای سازمان مفید باشد(استوارت،1997).

سرمایه انسانی پایه سرمایه فکری و عنصر اساسی در اجرای وظایف آن محسوب می شود(چن و همکاران،201،2004).

این سرمایه می تواند به عنوان مولد ابداع قلمداد شود،چه این ابداع مربوط به محصول یا خدمت جدید باشد و چه در زمینه بهبود فرایندهای تجاری(ریاحی بلکویی،2003).

سرمایه انسانی به عنوان ارزش افزوده سرمایه گذاری در آموزش و تربیت کارمندان یک سازمان تعریف می شود(ادوینسون و مالون،1997).همچنین زامبون[2](2002)اضافه می کند که سرمایه انسانی شامل دانش بدست آمده،خلاقیت و ابداعات افراد موجود در درون یک سازمان می باشد.

سرمایه انسانی قابلیت های ترکیبی کارکنان یک سازمان را تشکیل می دهد که در حل مسایل کسب و کار به کمک سازمان می آیند.سرمایه انسانی سرمایه درونی در میان افراد بوده و سازمان قادر به اکتساب و تملک آنها نیست.بنابراین این خطر برای سازمان وجود دارد که با ترک افراد این سرمایه نیز از سازمان خارج می گردد.از این رو سرمایه انسانی بستگی مستقیمی به نحوه بکارگیری این سرمایه ها توسط سازمان و توسعه خلاقیت و نوآوری برای بهبود این سرمایه ها دارد.

 

 

 

 

ب) سرمایه ساختاری[3]:

سرمایه ساختاری به تمام مواردی که از کارکنان سازمان(سرمایه انسانی)پشتیبانی می کند،اطلاق می گردد.سرمایه ساختاری زیر ساخت های پشتیبان کننده ای است که سرمایه های انسانی را به مرز عملیاتی شده هدایت می کند.این سرمایه ها در مالکیت سازمان بوده و با آمدن و رفتن افراد به سازمان در آن تغییراتی ایجاد نمی شود.سرمایه های ساختاری شامل موارد سنتی چون سخت افزار،نرم افزار ،فرایندها،سامانه اطلاعاتی،پایگاه های داده اختصاصی امتیازات انحصاری و نام تجاری سازمان است.

به خاطر گوناگونی این مؤلفه ها لیف ادوینسون و میشل مالون سرمایه ساختاری را به سه مؤلفه سرمایه سازمانی،سرمایه فرایندی و سرمایه نوآوریتقسیم بندی می کنند.براین اساس سرمایه سازمانی عبارت است از سامانه ها و فلسفه سازمان که با هدف بکارگیری قابلیت های سازمانی به کار می روند.سرمایه فرایندی:شامل تکنیک ها،رویه ها و برنامه هایی که برای پیاده سازی و ارتقا سامانه های خدمت رسانی و توزیع کالا به کار می روند.سرمایه نوآوری متشکل از دارایی های مرتبط با مالکیت فکری و زیر ساخت های نامشهود است.

مالکیت فکری نیز به نوبه خود شامل مواردی چون حقوق و امتیازات انحصاری مثل کپی رایت و نام تجاری است.و زیر ساخت های نامشهود تمامی استعدادها و فلسفه ای که سازمان بر مدار آنها استوار استرا شامل می شود(توکلی،1390).

سرمایه ساختاری شامل سرمایه ای است که و قتی کارکنان به خانه می روند در سازمان باقی می ماند، و قابلیت های سازمان مشتمل بر سیستم های فیزیکی مورد استفاده جهت انتقال و بکارگیری سرمایه فکری را شامل می شود.مواردی نظیر ذخیره دانش و اطلاعات(جعفری،2006).

سرمایه ساختاری یک سازمان باید نقشه و راهنمایی برای دارایی های سرمایه فکری ایجاد کند.برای مثال کجا به دنبال دانش بگردیم؟ و یا چه فردی بهترین مهارت را داراست؟

تنها دانش سازمان که باید به عنوان راهنما استفاده شود،دانشی است که مستقیما با استراتژی های اصلی سازمان مرتبط است.این دانش باید منجر به نتایج عملکرد بهتر شود.اگر به دنبال یافتن چیزی باشید،با انبوهی از اطلاعات بی معنا مواجه خواهید شد که نیازمند مرتب سازی برای یافتن هدف مورد نظر است(براون،2002)[4].

 

ج) سرمایه ارتباطی(مشتری)[5]:

سرمایه ی مشتری عبارت است از : قوت و پایداری روابط با مشتریان بر این اساس ، رضایت مشتریان ، تکرار معاملات ، رشد مالی و میزان حساسیت قیمت می تواند به عنوان شاخص هایی برای سرمایه ی مشتری در نظر گرفته شود . تمایز برقرار شده میان سرمایه ی مشتری و سرمایه های ساختاری و انسانی به سبب تاثیری است که سرمایه ی مشتری بر ارزش سازمانی می گذارد(توکلی،1390).

سرمایه مشتری شامل ارزش ارتباطات با مشتریان می باشد،مواردی نظیر پایگاه مشتری،ارتباطات مشتری و پتانسیل مشتری(جعفری،2006).

همچنین سرمایه مشتری در قالب قابلیت بازاریابی،شرایط بازار و وفاداری مشتری طبقه بندی می شود.این نگرش بر نقش خدمات و تاثیر آن بر روابط علی بین رضایت کارکنان،رضایت مشتریان و وفاداری مشتریان و عملکرد مالی تاکید دارد(چن و همکاران،2004).

به طور کلی سرمایه مشتری که نقش یک پل واسطه را در فرایند سرمایه فکری ایفا می کند،در تبدیل سرمایه فکری به ارزش بازاری و در نتیجه عملکرد کسب و کار سازمان عامل تعیین کننده اصلی است.بدون سرمایه مشتری ارزش بازاری یا عملکرد کسب و کار سازمان نمی تواند تحقق شود.بنابراین رشد سرمایه مشتری به حمایت از سرمایه انسانی و ساختاری بستگی دارد(زمانی،1390).

[1] Human capital

[2] Zambon

[3] Structural capital

[4] Brown

[5] Relational capital

دانلود پایان نامه