انواع مديريت سود/پایان نامه تاثير ويژگي هاي خاص شرکت بر مديريت سود

دانلود پایان نامه

انواع مديريت سود

مديريت سود بد

در مديريت سود بد يا مديريت سود نامناسب، تلاش مي شود عملکرد عملياتي واقعي شرکت با استفاده از ايجاد ثبت هاي حسابداري مصنوعي يا تغيير برآرودها از ميزان معقول، مخفي بماند. براي مثال، هيأت رئيسه شرکت ممکن است تأثيرات يک حاشيه سود کم را با ثبت درآمدهاي دوره بعد در اين دوره يا کاهش هزينه هاي مطالبات سوخت شده، پنهان کردن روند عمليات واقعي با استفاده از تهاترهاي حسابداري مصنوعي و افشا نشده و ذخاير مخفي شناخت نادرست درآمد، قضاوت هاي محافظه­کارانه بيش از حد يا کمتر از حد توسط مديران واحدهاي اقتصادي از مصاديق مديريت سود بد مي باشد.

مديريت سود خوب

دجورج[1](1999) از اين نوع مديريت سود به عنوان مديريت سود عملياتي تعبير مي نمايد که در آن مديريت، اقداماتي را جهت تلاش براي ايجاد و استقرار عملکرد مالي با ثبات با استفاده از تصميمات قابل قبول و داوطلبانه انجام مي دهد. مديريت سود خوب، فعاليت عاقلانه و مناسب است که بخشي از فرآيند مديريت مالي و اعاده ارزش سهامداران مي باشد و از فرآيند روزمره اداره شرکت با مديريت عالي محسوب مي شود که در طي آن مديريت، بودجه معقول تعيين مي نمايد، نتيجه ها و شرايط بازار را بررسي مي کند، در برابر تمام تهديدات وفرصتهاي غيره منتظره واکنش مثبت نشان مي دهد و تعهدات را در بيشتر موارد به انجام مي رساند.

از اين رو مي توان نتيجه گرفت که مديريت سود في النفسه بد نيست و در حقيقت مقوله اي مورد پذيرش و مورد نياز در درون و برون شرکت توسط تمام صاحبان سود در بازار سرمايه مي باشد(نوروش، سپاسي و نيک بخت،1384)

 

2-2-1-6- انگيزه هاي مديريت سود

تحقيقات گذشته، سه انگيزه اصلي براي مديريت خود شامل انگيزه بازار سهام، انگيزه قراردادي و انگيزه قانوني شناسايي کرده اند.

براساس تحقيق استولوي و برتون[2](2004) مديران سودها را براي حداقل ساختن هزينه سرمايه، هزينه-                    هاي سياسي يا افزايش پاداش دستکاري مي کنند.

 

2-2-1-7- الگوهاي مرتبط با مديريت سود

الگوهاي مرتبط با مديريت سود عبارتند از :

الگوي بدست آوردن آرامش

اين الگو، مخرب ترين نوع مديريت سود است، زماني کاربرد دارد که براثر فشار سهامداران به مديريت، احتمال برکناري وي وجود داشته باشد. در اين حالت، مديريت سعي مي کند که به طريق مختلف مانند فروش دارايي هاي مستهلک شده، کاهش ذخيره مطالبات مشکوك الوصول وغيره سود سال جاري را بالا برده و عملکرد شرکت رامطلوب جلوه دهد.

مخرب بودن اين الگو، زماني است که عملکرد شرکت قيمت بازار سهام را توجيه نکند. در آن موقع، تصنعي بودن سود ارائه شده توسط شرکت آشکار مي شود که اين امر نه تنها ارزش سهام شرکت را کاهش مي دهد بلکه بر اعتبار شرکت نيز لطمه مي زند(سلامي و رحيميان، 1390)

الگوي حداکثر کردن سود

اين شيوه تقريباً شبيه الگوي اول است و درمورد طرح هاي پاداش مديريت کاربرد دارد در اين الگو تلاش مديريت بر آن است که براي دستيابي به پاداش بيش تر سود را افزايش دهد.

الگوي حداقل کردن سود

اين الگو درمورد مديران محافظه­کار در شرکت هايي مصداق دارد که داراي رويه بلند مدت سوددهي باشند. اين حالت با شتاب بخشيدن در مستهلک کردن دارايي هاي سرمايه اي، هزينه اي کردن مخارج تحقيق و توسعه، استفاده از روش تلاش هاي موفقيت آميز درمورد صنايع نفت و گاز و ساير رويه هاي افزاينده هزينه يا کاهنده درآمد صورت مي گيرد(سلامي و رحيميان، 1390).

الگوي هموارسازي سود

اين الگو که رايج ترين نوع مديريت سود است، سعي در کاهش نوسان موقتي سود گزارش شده به دليل مغايرت باسود اقتصادي دارد.

زيرا براي کاهش در نوسانات سود نياز به معيار است. در صورتي که هدف برآوردن خواسته هاي سهامداران باشد سود سهام به قيمت مورد انتظار سهامداران که مبناي هموارسازي خواهد بود و در صورتي که اين هدف جلوگيري از فعاليت رقبا يا فشارهاي اعمال شده توسط مقررات دولتي است حداقل کردن درآمد يا کاهش در نوسانات آن نسبت به گذشته، معيار هموارسازي سود است. به همين دليل، برخي از محققان الگوي هموارسازي سود را به عنوان کامل ترين الگوي مديريت سود، با هموارسازي سود يکي دانسته اند.

 

2-2-1-8- نظريه هاي علمي مرتبط با مديريت سود

نظريه اثباتي

نظريه اثباتي به دليل تأکيد بر جنبه هاي هنجاري و توصيفي، مطرح شد. براين اساس، حسابداريمی تواند پديده هاي مختلف حسابداري واثرات آن را توجيه کرد. اين نظريه که بعدها به مکتب»ريچارد- سون« مشهور شد، توجيه کننده رفتارهاي اجرايي حسابداري از دو جنبه زيراست:

الف:  نحوه عمل جاري حسابداري در قالب استانداردها و اصول حسابداري

ب:  تمايلات و گرايش هاي مديريت در قالب آزادي هاي اعمال شده در شيوه هاي حسابداري

براساس اين نظريه، مديريت، سهامداران و قانون گذاري افرادي منطقي مي باشد و سعي در افزايش منافع خود دارند و منافع آنها هم حقوق و پاداش آنها، رابطه مستقيم دارد. براين اساس مديريت اثرات گزارش اعداد حسابداري بر قوانين مالياتي، هزينه هاي سياسي، قيمت سهام، حقوق و پاداش خود و محدوديت در قراردادهاي وام و اوراق قرضه را در تصميم گيري هاي خود مدنظر قرار مي دهند. درواقع کمال مطلوب روش اثباتي اين است که درباره، عوامل مؤثر بر دنياي عملي حسابداري فرضيه هايي ارائه و آزمون مي کند.

مسئله­ي مهمي که در اين تئوري بيان مي گردد اين است که قيمت سهام به جريان هاي وجه نقد بستگي دارد نه سود حسابداري، براين اساس با وجود فرضيه بازار کارا، دو شرکت که جريان  هاي نقدي همانند دارند ارزش يکسان دارند هرچند رويه هاي حسابداري متفاوتي داشته باشند. با توجه به مطالب بيان شده مسئله اصلي نظريه اثباتي تعيين شيوه اي است که رويه هاي حسابداري بر جريان هاي نقدي شرکت و به تبع آن، منافع مديريت مؤثر واقع و موجب تغيير در قيمت بازار سهام و ارزش شرکت مي شوند(سلامي و رحيميان، 1390).

نظريه نمايندگي

تأکيد اين نظريه بر قراردادهاي آزادي است که بين گروه هاي مختلف سازماني به عنوان راه حلي کارآمد براي از بين بردن تضاد منافع به عمل مي آيد. سير تکاملي اين نظريه به اين ديدگاه منجر شده است که سازمان، حلقه قراردادهاست که از طريق حکم هاي تفويض اختيار با وظايف مشخص شده از طرف مقامات بالاتر صورت مي گيرد. مدير به عنوان نماينده سهامداران به دنبال حداکثر کردن منافع خويش است. ليکن منافع خود را در گرو منافع سهامداران مي داند که در قرارداد منعقده مشخص شده است. براين اساس عملکرد شرکت و اطلاعات مالي ارائه شده به شرکت حاصل تعادل در منافع اين دو گروه است و مديريت سود اعمال شده توسط مديريت نه تنها تأمين کننده منافع مديريت است بلکه منافع سهامداران را هم تأمين مي کند.

نظريه مبتني بر هزينه قرارداد

براين اساس، اطلاعات حسابداري به عنوان عامل نظارت بر اجراي قرارداد نمايندگي و کاهش دهنده هزينه هاي نمايندگي مربوط به تضاد منافع است. اين تضاد منافع مي تواند از نوع تضاد منافع بين سهامداران و دارندگان اوراق قرضه باشد. براين اساس امکان دارد که در قرارداد اعمال شده، مقررات محاسبه ارقام حسابداري به نحوي قيد شود که تأمين کننده منافع دو طرف قرارداد باشد قيد شود. فرض اساسي نظريه هزينه قرارداد اين است که روش هاي حسابداري به عنوان بخشي از فرآيند به حداکثر رساندن ثروت است که ميزان تأثير آن بر ثروت طرف قرارداد، بسته به هزينه هاي قرارداد متفاوت است. بر اين اساس با توجه به اهميت اطلاعات حسابداري براي طرف قرارداد، شرکت ها براي تأمين اهداف خود سعي بر مديريت سود دارند.

[1] -The George

[2] -Astolvi&Berton

دانلود پایان نامه