تعریف صادرات و اهمیت آن :پایان نامه درباره صادرات

دانلود پایان نامه

 

صادرات و اهمیت آن

ساده ترين راه براي وارد شدن به بازار خارجي صادرات است . صادرات موردي هنگامي صورت مي گيرد كه شركت هر چند وقت يك بار به طور انفعالي به دليل داشتن محصول مازاد بر مصرف داخلي، آنها را به خريداران كشور خارجي بفروشد. صادرات فعال هنگامي صورت مي گيرد كه شركت تصميم بگيرد محصولاتش را به كشور مورد نظر صادر كند . در هر دو حالت شركت ممكن است محصولات را در كشور خود توليد نمايد كه يا آنها را براي بازار مورد نظر تغيير دهد و يا به همان شكلي كه در داخل كشور مصرف مي شود، صادر كند (حقیقی و همکاران، 1387). در دهه ی آخر قرن بیستم، شرکتهای جدیدی در جهان ظهور یافتند. دو دلیل موجب پدید آمدن این مسئله شد. جهانی سازی  بازارها، شرکتها و فعالیتها و توزیع اطلاعات و تکنولوژی ارتباطی. محیط تکنولوژیکی مهمترین دلیل برای این مسئله است. ورود اینترنت اثربخشی، سرعت و کیفیت اطلاعات را تغییر داده است. علاوه برآن، به علت وجود این نوع از ارتباطات، دسترسی به دانش دیگر شرکتها در خارج از مرزها به آسانی صورت می گیرد. همچنین مدیران مختلف تجربه های خود را می توانند به راحتی با دیگران در میان بگذارند (Serra et al, 2012). صادرات به طور کلی به معنی خدماتی از شرکتهاست که در آن محصولات داخلی به مشتریان خارجی فروخته می شود و در این فرآیند، به محصولات ارزش افزوده تعلق می گیرد. منابع صادراتی به این دلیل اهمیت دارند که شرکتها از این طریق می توانند از منابع خود در امر صادرات استفاده کنند. و صادرات بیشتر و بهتر داشته باشند. منابع صادراتی شرکت نیز به دو دسته منابع ملموس و ناملموس تقسیم می شود که در آن شرکتها و مدیران صادراتی به منابع ناملموس خود در بازار توجه بیشتری می کنند (Stoian et al, 2011). اصولا مرحله تصميم گيري بنگاه جهت صادرات، به مرحله اي اطلاق مي شود كه شركتها و بنگاههاي داخلي با توجه به شرايط و موقعيت اقتصادي جامعه تمايل و توان اقدام به صادرات محصولات خود به بازارهاي جهاني را داشته باشند. لذا برخي عوامل درون سازماني باعث مي گردند كه بنگاههاي  اقتصادي كه در داخل فعاليت دارند از حالت بي تفاوتي به مرز تصميم گيري به منظور صادرات هدايت گردند و يا از مرز تصميم گيري دورتر شوند. اصولا شرايط زير براي رسيدن بنگاهها به مرز تصميم گيري لازم است:

  • داشتن توانمنديهاي توليد و صادراتي،
  • داشتن مزيت نسبي بالفعل و بالقوه نسبت به رقبا (ميزان رقابت پذيري بنگاه يا صنعت در بازار خارجي)
  • شرايط مساعد محيطي  اقتصادي، سياسي و …(فتحی ،1390).

چنانچه شرايط فوق براي بنگاهها و شركت هايي كه به مرز تصميم گيري رسيده اند برقرار باشد، در آن صورت تجزيه و تحليل بازار با اين تصميم شروع شده و فرصت هاي بازاريابي در خارج مورد تحقيق و بررسي قرار ميگيرد. به عبارت بهتر، در اين مرحله، بررسي و تجزيه و تحليل بازارهاي خارجي اهميت پيدا مي كند.  بازارهاي هدف  و یا بالقوه بازار هدف به نوعي بازار بالقوه است كه خارج از مرزهاي كشور قرار داشته ولي احتمالا هنوز به فعليت نرسيده است، اما در صورت تدوين يك استراتژي صحيح  بازارشناسي و بازاريابي بين المللي مي توان در آن بازارها نفوذ كرد. لذا تعريف بازار هدف، بي ارتباط با تعريف كلي بازار نيست، با اين تفاوت كه بيشتر تعاريف مربوط به بازار هدف را مي توان عمدتًا به بازارهاي بين المللي نسبت داد ( Navarro & Zornoza, 2003). در نتیجه افزایش گرایش به اقتصاد جهانی و وابستگی شرکتها به منابع ، کالاها و خدمات تجاری، کسب و کار بین الملل به طور ویژه به دنبال گرایشات فردی و سازمانی برای ارتقاء سطح عملکرد است. صادرات سریعترین و آسانترین راه برای ورود شرکتهای کوچک به بازارهای جهانی است. در واقع شرکتهای کوچک و متوسط برای بقا و رشد طولانی مدت وارد حوزه ی صادرات می شوند. شرکتها وارد بازار صادرات می شوند تا برای رشد و بقا به مزیت رقابتی برسند. بر طبق نظریه رویکرد مبتنی بر منابع[1]، منابع شرکت، منابع مزیت رقابتی می باشند. بر اساس نظر بارنی[2] (2000) مزیت رقابتی به معنی بکارگیری ارزش ایجاد شده شرکت است به گونه ای که این ارزش توسط دیگر رقبا در همان زمان بکار گرفته نشده باشد (Stoian et al, 2011). شرکتهای فعال در کشورهای مختلف به محض اشباع از بازارهای داخلی و یا بواسطه جذابیهای بازارهای خارجی، محصولات خود را به سایر کشورها صادر می کنند. در بین شیوه های مختلف ورود به بازارهای بین المللی، صادرات به عنوان روشی ساده و در عین حال اساسی و مهم از سوی شرکتها مورد استفاده قرار می گیرد و آنها در راستای بهره مندی از فرصتها و کسب درآمد و منابع مالی و سایر مزایا همواره بدنبال توسعه صادرات هستند. به طوری که در بسیاری از کشورهای در حال توسعه جهش صادراتی به عنوان استراتژی بازرگانی کشور تعیین می شود. با در نظر گرفتن شرایط رقابتی حاکم بر بازارهای جهانی، ورود به بازارهای صادراتی و کسب نتایج مطلوب از این بازارها دارای موانع و مشکلاتی نیز است. از این رو شرکتهای صادراتی تلاش می کنند بر این موانع غلبه کرده و موقعیت خود را در بازارهای جهانی بهبود بخشند. تغییر شرایط اقتصاد جهانی و پیچیده تر شدن آن نیز تمام شرکتها را مجبور ساخته که به روشهای علمی و جدید بازاریابی روی آورند و خود را با ضرورتهای جامعه جهانی هماهنگ سازند (حسینی و همکاران، 1387). امروزه نقش صادرات بیش از آنکه به ارز آوری برای کشور مهم باشد این نقش در اشتغال، تولید، رشد اقتصادی و … ظاهر می شود. از طرفی برای صادرات بایستی تولیدی مازاد بر مصرف داخلی داشت و این امر مستلزم تولید بیشتر است. در کشورهای کمتر توسعه یافته که از لحاظ سرمایه گذاری کمبود آن احساس می شود و یا روند سرمایه گذاری به کندی صورت می گیرد لزوم سرمایه گذاری دولت در بخش های زیرساختی اقتصاد کشور برای جذب سایر سرمایه گذاری ها از جمله سرمایه گذاری مستقیم خارجی دیده می شود که این امر منجر به فراهم آمدن زمینه برای تولید بیشتر می شود که به دنبال آن تولید بیشتر منجر به صادرات بیشتر می شود (هوشمند و همکاران، 1389). اهمیت صادرات برای تجارت بین الملل در سالهای اخیر در حال افزایش است. افزایش اهمیت به صادرات موجب افزایش علاقه شرکتها به ورود به بازارهای جهانی شده است. محققان زمینه های مختلفی مانند زمینه های اقتصادی، مدیریتی و بازاریابی را برای صادرات مشخص کردند. مطالعات اخیر در زمینه ی رفتار صادراتی دلایل فعالیت صادراتی را نشان داده است. اندازه شرکت در تحقیقات بسیاری جزئی از فعالیتهای صادراتی محسوب شده است. شاور و سالمون [3] (2005) بر تمایز بین صادرات و فروش داخلی بحث کردند. آنها اینگونه نشان دادند که  صادرات و فروش نمی تواند در یک راستا باشد بلکه فروش بخشی از صادرات محسوب می شود ( Singh, 2009). شرکتهای کوچک و متوسط نقش بسزایی در اقتصاد جهانی ایفاء می کنند. در حدود 90 درصد کسب و کارها در جنوب شرقی آسیا از جمله ی این نوع شرکتها هستند. در تایلند، این شرکتها 8/37  درصد تولید ناخالص داخلی[4] و  30 درصد از کل صادرات را در برگرفته اند. شرکتهای کوچک و متوسط نقش موثری در اقتصاد کشورهای جنوب شرقی آسیا ایفاء می کنند. از سوی دیگر جهانی سازی به عنوان یک فرآیند پویا، در طول زمان به توسعه شرکتها می پردازد. اینگونه می توان بیان کرد که دانش بازار، منابع در دسترس و اندازه بازارهای خارجی همگی تاثیر بسزایی بر تعهد شرکتها در بازارهای خارجی دارد. اندازه شرکت، تعهد کارکنان به صادرات و یا تراکم تکنولوژیکی معمولا به عنوان منابعی برای صادرات مطرح می شود (Theingi and Purchase, 2011). به عنوان بخشی از جهانی سازی، شرکتهای کوچک و متوسط، توسعه اقتصادی ملتها را رقم می زنند و می توانند نقش مهمی در عملکرد صادراتی داشته باشند. در این فرآیند شرکتها استراتژی خود را در ابعاد گوناگون توسعه می دهند و به طور اثربخشی بر انواع ارتباطات شبکه ای تاثیر می گذارند. در اقتصاد های پیشرفته، شرکتها به ارتباطات طولانی مدت و با ثبات گرایش دارند. شرکتهای تازه وارد نیز به سختی می توانند با این شرکتها ارتباط برقرار کنند. محققان عواملی مانند انگیزش صادراتی، مشکلات صادراتی، اندازه شرکت و ویژگی های شخصی مدیران را از ابعاد تاثیر گذار بر صادرات شرکتها دانسته اند (Serra et al, 2012). درواقع صادرات یکی از مهمترین فعالیتهای کسب و کار تلقی می شود و برای سلامت اقتصادی شرکتها ضروری نیز می باشد و با میزان اشتغال زایی، تعادل در تجارت، رشد اقتصادی و استانداردهای بالای زندگی نیز ارتباط دارد. صادرات نیز در بازار متلاطم جهانی نوعی مزیت رقابتی محسوب می شود زیرا موقعیت مالی، ظرفیت شرکت، استانداردهای تکنولوژیکی و میزان دستیابی به عملکرد مورد انتظار را بهبود می بخشد. اسچرر و رز[5] (2004) بر ارتباط بین استراتژی و عملکرد تمرکز کردند و بر اهمیت نسبی تمایز استراتژی در تعیین عملکرد اقتصادی شرکتها تاکید کردند (Lee and Giorgis, 2004).  در یک رویکرد جامع از ارتباط بین استراتژی و عملکرد، برد و دس[6] (2005) به طور تجربی نشان دادند که استراتژی های سازمان دارای 2 سطح مختلف هستند: استراتژی شرکت و استراتژی کسب و کار. استراتژی شرکت بر تمایز بین محصولات تمرکز می کند، درحالی که استراتژی کسب و کار به اندازه شرکت، تحقیق و توسعه و تراکم سرمایه گذاری توجه می کند. ارتباط بین استراتژی و عملکرد از مباحث اولیه در مدیریت است و بطور فزاینده ای در حال افزایش می باشد. توضیح موفقیت یا شکست  فعالیتهای صادراتی شرکتها در سایه ی توضیح استراتژی می باشد. فعالیتهای صادراتی تاثیر معنی داری بر ارتباط بین استراتژی و عملکرد دارد. بنابراین اینگونه به نظر می رسد که فعالیتهای صادراتی تاثیر مثبتی بر عملکرد شرکتها دارد و موجب بهبود عملکرد آنها نیز می شود (Matanda & Freeman,2009).

 

[1] Resource Base View (RBV)

[2] Barny

[3] Shaver and Salomon

[4] GDP

[5] Scherer and Ross

[6] Brad and Dess

دانلود پایان نامه