مفهوم سود تقسیمی سرمایه گذاری -پایان نامه درباره سرمایه گذاری

دانلود پایان نامه

 

سود تقسیمی،سرمایه گذاری و عدم اطمینان جریانهای نقدی براساس معیارهای کمبود ونوسانات جریانهای نقدی

پيدايش انقلاب صنعتي و تداوم آن در اروپا در قرن نوزدهم، شکل­گيري كارخانه‌هاي بزرگ و انجام طرح‌هاي عظيمي چون احداث شبكه‌هاي سراسري راه‌آهن، اين حقيقت را فاش ساخت كه به سرمايه‌هاي مالي كلاني نياز است. فراهم نمودن چنين سرمايه‌هايي از امكانات مالي يك يا چند سرمايه‌گذار و حتي دولت‌هاي آن زمان فراتر بود. از سوي ديگر، يك يا چند سرمايه‌گذار نيز آمادگي پذيرش خطر تجاري چنين فعاليت‌هاي بزرگي را نداشتند. از اين رو با بهره‌گيري از دو دستاورد بزرگ و مفيد انقلاب صنعتي- يعني سازماندهي و همكاري، اولين شركت‌هاي سهامي شكل گرفت كه مسئوليت صاحبان سهام، محدود به مبلغ سرمايه‌گذاري آن‌ها بود. اين ساختار نوين (شركت‌هاي سهامي) راه حل مناسبي براي تأمین سرمايه‌هاي كلان و توزيع مخاطرات تجاري بود (شریعت پناهی و نهندي، 1384: 77). ازطرفي دیگر از عناصر مهم بازار سرمايه، سرمايه گذاران هستند. هدف غائي هر سرمايه گذار از به جريان انداختن سرمایه‌ی خود، كسب حداكثر سود و بازدهي از آن می‌باشد. براي اينكه سرمايه گذاران به سرمايه گذاری در دارایی‌های مالي ترغيب شوند، بايد بازدهي اين دارایی‌ها، از ساير گزينه ها بيشتر باشد (مهراني و بهرام فر، 1383).مديران با جذب سرمايه، منابع لازم جهت تأمین مالي پروژه‌هایی با ارزش فعلي خالص مثبت را براي شركت فراهم می‌سازند؛ اما عوامل زيادي در تصميمات سرمايه گذاري يك شركت تأثیرگذار است. اين عوامل با تأثیر بر انتخاب پروژه هاي سرمايه گذاري شرکت‌ها، می‌توانند بر هزينه سرمايه، سودآوري، منفعت مورد انتظار سهامداران، ارزش سهام شركت در آينده اثر بگذارند)مير و مجلوف[1]، 1984؛ ص193). تجزيه و تحليل سرمايه گذاري و آشنايي با نظريه هاي سرمايه گذاري می‌تواند تا آن جايي كه ممكن است باعث بهبود مديريت و افزايش ثروت سرمايه گذاران شده و تصميم گيري آگاهانه را محقق سازد. تصميم پيرامون سرمايه گذاري با سه مسئله مهم انتظارات، وقفه ها و ريسك روبرو است كه پرداختن همزمان به آن‌ها براي اقتصاددانان به سادگي مقدور نيست؛ زيرا با توجه به اين مسائل، عوامل بسياري بر سطح سرمايه گذاري يك شركت تأثیرگذار است (دنيس[2]، 1984). مديران شرکت‌ها، با شناخت عوامل موثر بر سرمايه گذاري و با به‌کارگیری آن‌ها در رسيدن به سطح سرمايه گذاري بهينه، می‌توانند نهايت بازدهي وسودآوری را ايجاد كنند (وردي[3]، 2006). اهميت سرمايه گذاري براي رشد و توسعه‌ی اقتصادي و اجتماعی به اندازه اي است که از آن به عنوان يکي از اهرم‌های قوي براي رسيدن به توسعه ياد می‌شود. اما بايد به ياد داشت که به همان ميزان که توجه به اين امر می‌تواند با افتادن در يک دور مثبت باعث رشد و شکوفایی اقتصاد شود، عدم توجه به آن نيز می‌تواند موجب افت اقتصادي و فروغلتيدن به يک مسير نزولي و دور منفي شود. به عبارت ديگر يکي از عوامل موثر بر رشد و توسعه‌ی پايدار سرمايه گذاري موثر می‌باشد. سرمايه گذاران و مدیران با توجه به ريسک پذير بودن و ریسک گريز بودن خود سطوح متفاوتي از سرمايه گذاري را انجام می‌دهند. سرمايه گذاري از طريق ايجاد ظرفيت (دارایی‌های فيزيکی) و یا به صورت سرمايه گذاري در دارایی‌های مالی (نظير سرمايه گذاري در سهام، اوراق قرضه، اوراق خزانه و…)انجام می‌شود. سرمايه گذاران علاقه­مندند که نتايج سرمايه گذاری‌های خود را بدانند و بازده­ی آن را با ساير سرمايه گذاری‌ها، مورد مقايسه قرار دهند. سرمايه گذاري به عنوان يک تصميم مالي، همواره داراي دو مؤلفه‌ی ريسک و بازدهی بوده که مبادله‌ی اين دو ترکیب‌های گوناگون سرمايه گذاري را عرضه می‌نماید. از يک طرف، سرمايه گذاران به دنبال بيشينه کردن عايدي خود از سرمايه گذاري هستند و از طرف ديگر، با شرایط عدم اطمينان حاکم بر بازارهاي مالي مواجه مي باشند که عامل اخير، دستيابي به عوايد سرمايه گذاري را با عدم اطمينان مواجه می‌سازد. به عبارت ديگر تمامي تصميمات سرمايه گذار بر اساس روابط ريسک و بازده صورت می‌گیرد (مهدي ابزري و سعيد صمدي، 1385). در ارزیابی میزان سرمايه گذاري شرکت‌ها اولاً معيارهاي سود و بازده در کنار معيارهايي مانند جريان نقدي، سود پرداختی، سود اعلام شده و تغییرات بدهي بايد مورد استفاده قرار گيرند، زيرا اگر مديران، سرمايه گذاران یا سهامداران بدون توجه به اين معيارها اقدام به سرمايه گذاري کنند، نتايج مطلوبي از سرمايه گذاری‌ها عایدشان نخواهد آمد و براي کاهش ريسک در سرمایه گذاری‌هایشان و رسیدن به سطح بهینه‌ی سرمايه گذاري بايد در مدل‌های تصميم گیری‌های خود اين معيارها را نیز لحاظ نمايند و ثانياً مديران باهدف حداکثر نمودن ثروت سهامداران با شناخت عوامل موثر بر سطح سرمايه گذاري، بين انتظارات مختلف سهامداران و فرصت­هاي سرمايه گذاري مطلوب شرکت تعامل برقرار نمايند تا هم فرصت‌های سودآوري سرمايه گذاري را از دست ندهند وهم رضايت سهامداران خود را جلب کنند (عباسي و ابراهیم زاده؛ 1390). آغاز پرداخت سود سهام و یا افزايش سود سهام توسط يک شرکت، می‌تواند پیامد‌های متفاوتي از ديد سهامداران مختلف داشته باشد. سرمايه گذاران افزايش سود تقسيمي را نشانه‌ی نبود فرصت‌های سرمايه گذاري و یا عدم استفاده‌ی شرکت از فرصت‌های سرمايه گذاري می‌دانند (ديشموخ[4]،2003، ص 376). اگر شرکت فرصت‌های سرمايه گذاري جذابي داشته باشد و برای تأمین مالي آن‌ها مجبور به عدم تقسيم سود شود در صورتي کاهش تقسيم سود پيام نامساعدي را به بازار برساند و در رفتار سرمايه گذاران تأثیر بگذارد ممکن است از پروژه هاي مزبور صرف نظر نمايد (ميلر وراک[5]،1985، ص 1035).در پژوهشي کيوشي کاتو و همکارانش[6] (2002) نشان دادند که بين سياست تقسيم سود، جريان نقدي و میزان سرمايه گذاري رابطه‌ی مستقيم و معناداری وجود دارد. آن‌ها نشان دادن که جريان نقدي، نسبتQ توبین(نسبت Q توبين یکی از معیارهای تعیین ارزش شرکت وازجمله معيارهاي تلفيقي است که مبتني بر اطلاعات حسابداري و اطلاعات بازار بوده است که به اعتقاد محققين زيادي به عنوان بهترين معيار براي سنجش عملکرد و ارزش شرکت می‌باشد (لي ويلين[7]، 1997)، (ليدنبرگ واستفان[8]، 1981)، (ليو و يان[9]،2004). هر قدر این نسبت بیشتر باشد به معناي ارزش بيشتر اين شرکت در بازار سهام است به عبارتي دیگر هر قدر عملکرد شرکت نزد سهامداران بهتر باشد تقاضا براي سهام آن افزايش می‌یابد که موجب افزايش قيمت سهام شرکت و ارزش آن خواهد شد و بالعکس شرکتي که عملکرد آن از نظر سهامداران بد باشد ارزش آن و در نتیجه Q توبين کاهش می‌یابد (مهدوي و ميدري، 1384)، نرخ رشد درآمد، سود تقسيمي و سود سهام اعلام شده، تغييرات بدهي و تغییرات سرمايه بر میزان سرمايه گذاري تأثیر دارند. نتايج آن‌ها نشان داد که بين تغييرات سود تقسيمي با درآمدهاي گذشته و حال و آینده‌ی شرکت‌ها رابطه‌ی معناداري وجود دارد. سود تقسيمي يكي از موضوعاتي است كه از ديرباز مورد توجه سهامداران و پژوهشگران مالي قرار داشته است و با وجود تلاش هاي بسيار در اين زمينه هنوز يكي از مسائل حل نشده در حوزه مالي باقيمانده است. دلايل زيادي براي پرداخت سودنقدي يا عدم پرداخت آن وجود دارد. كشف و شناسايي دقيق عوامل اثرگذار بر سياست تقسيم سود مي تواند براي مديران شركت ها و سهامداران مفيد واقع شود. (ایزدی نیا وسلطانی، 1389). شركت هاي موفق معمولاً از سودآوري بالايي برخوردارند. سود كسب شده توسط شركتها مي تواند در دارايي هاي عملياتي سرمايه گذاري شود، در راستاي تحصيل اوراق بهادار جديد به كار رود، براي بازپرداخت بدهي ها مورد استفاده قرارگيرد و يا اين كه بين سهامداران توزيع شود (آميدو و آبور، 2006)دلايل زيادي براي تقسيم يا عدم تقسيم سود وجود دارد. كشف و شناسايي دقيق عوامل اثرگذار بر سياست تقسيم سود هنوز يكي از مسائل بحث انگيز در حوزه­ی مديريت مالي شركت ها است. مديريت شركت بايد متغيرهاي متفاوتي را قبل ازتصميم گيري درباره چگونگي پرداخت سود تقسيمي در نظر بگيرد. در صورتي كه ­عوامل اثرگذار بر نسبت سود تقسيمي و ميزان تأثير آن ها مشخص شود، مديران به نگرشي درباره موقعيت شركت خود از لحاظ تقسيم سـود دست مي يابند و بهتر مي توانند تصمیم گيري كنند .سود تقسيمي روي ارزش سهام شركت و آينده آن تأثير دارد. به دست آوردن سود و كسب ثروت هدف مشترك تمامي سهامداران است. پژوهش هايي بسيار تأثير سود تقسيمي را روي قيمت تأييد كرده اند. تصميم گيري نادرست در اين زمينه ممكن است منجر به از دست دادن سهامداران شركت و در پي آن كاهش در ارزش شركت شود.

میلرو مودیلیانی در سال (1961) بیان داشتند که سود تقسیمی و تصمیم­گیری جهت سرمایه­گذاری از هم جدا هستند،زیرا شرکتها می­توانندآزادانه سرمایه­ی موردنیازشان­ رابه­دست آورند. با این وجود، در بازار سرمایه­ی ناکارا که در آن شرکت­ها نمی­تواند سرمایه­ی نامحدود هم برای سرمایه گذاری و هم برای سود تقسیمی فراهم کنند، آنها باید بیشتر به جریان نقدی داخلی ایجاد شده ی تکیه کنند. هنگامی که عدم اطمینان در جریان وجوه نقد ایجادمی­شود (به عنوان مثال، شرکتهایی کـه با جـریانهای خـروجی وجـه نقد مواجه می شوند و یا شرکتهایی که نوسانان جریان وجه نقد را تجربه می کنند)، شرکت باید برای کاهش سود تقسیمی، کاهش سرمایه گذاری، تنظیم پول نقد و یا برای دست آوردن تامین مالی خارجی تصمیم بگیرد. به­دنبال بررسیهای میلرومودیلیانی(1961)،تعدادی از مطالعات،شواهد تجربی در مورد نحوه­ی ­تعامل سود تقسیمی­سهام باسرمایه گذاری ارائه­داد.

برخی­از این تحقیقات­از این بحث پشتیبانی می کنند (به­عنوان مثال، فاما، 1974)درحالی که دیگران متناقض ارائه­ی نتایجی­ هستند که نشان دهد سود با سرمایه­گذاری به هم وابسته­اند (به­عنوان مثال، دریمیز و کروز، لوتون، 1967؛ودو میان، 199). محققان همچنین سود تقسیمی سهام و چارچوب های سرمایه گذاری را به وسیله­ی عوامل دیگر از جمله هزینه­ی سرمایه­ی خارجی (پوگ، 1969)،محدودیت­های مالی (هولت، 2003) و انعطاف پذیری مالی(دانیل، دنیس، ونوین، 2008) گسترش دادند. بسیاری از
تحقیقات قبلی بر این فرض ضمنی استوارند که سودهای تقسیمی سهام نسبت به سرمایه گذاری در مرتبه­ی دوم اهمیت قرار دارند. بااین حال، بررسی برخی از شواهد نشان می دهد که ابتدا شرکتها در خصوص سود تقسیمی سهام (لینتر، 1956) و سپس در مورد رابطه­ی سود تقسیمی و سرمایه گذاری به طور همزمان (براو، گراهام، هاروی، و میخایلی، 2005) تصمیم گیری می کنند. مدیران به کاهش سود تقسیمی سهام تمایل دارند، و حفظ سود سهام نسبت به سرمایه گذاری در حداقل اهمیت است (براو و همکاران، 2005). در این مورد، سود سهام و تصمیم گیری جهت سرمایه گذاری به یکدیگر وابسته هستند، اما سودهای تقسیمی سهام در درجه دوم اهمیت نیستند، که این در تضاد با نتایج تجربی مطالعات قبلی است. در پاسخ به تناقضات فوق با توجه به ارتباط بین سود سهام و سرمایه گذاری، ما این موضوع را با مشاهده رابطه ی سود سهام و تصمیمات سرمایه گذاری تحت شرایط عدم اطمینان جریان وجوه نقد مورد بررسی قرار می دهیم. شرکتهای با عدم اطمینان جریان وجوه نقد به سختی به تأمین مالی خارجی دسترسی دارند و با هزینه­ی سرمایه­ی بالاتر مواجه می­شوند زیرا چنین عدم قطعیتی برای بدست آوردن سرمایه، ریسک بالاتری را نشان می­دهد. در این مورد، شرکت­ها با محدودیت تامین مالی بیشتری مواجه­اند و باید به جریان نقدی داخلی ایجاد شده تکیه کنند که هر دو بر روی سود تقسیمی سهام (شایا و سو، 2009) و سرمایه گذاری (مینتن و شراند، 1999) تاثیر می گذارند. شرایط عدم اطمینان جریان وجه نقد به ما کمک می کند که بهتر بفهمیم وقتی که شرکتها با مشکلات داخلی وخارجی سرمایه مواجه اند چگونه سود سهام تقسیم می کنند و جهت
سرمایه گذاری تصمیم گیری می کنند. بر مبناي پيش فرض‌های اصلي فرضیه‌ی جريان نقد آزاد، شرکت‌هایی که جريان نقد بالايي دارند، در امر سرمايه گذاري فعال‌تر هستند (کاتو[10]، 2002، ص 455).با توجه به
تصميم گیری‌های مربوط به انجام سرمايه گذاری‌ها،می­توان گفت که پيش بيني جریان‌های نقدي يک شرکت مبناي مهمي در نمايان ساختن توانايي شرکت در سرمايه گذاری‌ها براي دوره هاي آينده می‌باشد (فريگو[11]،2003، ص 11). نرخ رشد درآمد نشان دهنده‌ی وضعيت جريان نقد يک شرکت است؛ اما درآمد شرکت لزوماً برابر با جريان نقدي موجود شرکت براي پرداخت سود و یا سرمايه گذاري نيست (کاتو،2002؛ 454).

مديراني که جايگاهشان تثبيت می‌شود، تمايل زيادي به سرمايه گذاري جريان نقد آزاد با هدف افزايش اندازه‌ی شرکت دارند، حتي اگر اين پروژه ها بازده ي منفي داشته باشند. سهامداران تمايل دارند سود تقسيمي افزايش یابد تا جریانات نقد در دسترس مديران کاهش يابد. زيرا آن‌ها معتقدند که تقسيم سود از عمليات تجاري غير ضروري مديران جلوگيري می‌کند (تهراني و حصارزاده، 1388، ص 51).

برخی از شرکت­ها تمایل بیشتری به کاهش سود تقسیمی سهام نسبت به شرکتهای دیگر در بازارهای مالی دارند، با توجه به این ساختار سازمانی، تصمیم گیری شرکت ها در بازارهای مالی باتوجه به رابطه بین سود سهام و سرمایه گذاری می تواند به طور قابل توجهی متفاوت باشد. نتایج تجربی شواهدی در مورد تفاوت در فرایند تصمیم گیری برای سود سهام، سرمایه گذاری وتامین مالی اعمال شده توسط برخی شرکتها ارائه می کند. برای اولین بار دانیل و همکارانش (2008) از یک روش جهت بررسی اینکه چگونه شرکت ها در شرایط عدم اطمینان جریان نقد، کمبود جریان نقد و نوسانات جریان نقد را اندازه گیری
می کنند استفاده کردند. بر خلاف برخی ازشرکت­ها، برخی دیگر ازشرکت­ها به هنگام مواجهه با عدم اطمینان جریان نقد سود سهام یا سرمایه­گذاری را کاهش نمی­دهند. علاوه بر این، حتی با وجود عدم اطمینان جریان نقد، آنها هنوز هم سطح بالایی از سرمایه گذاری را حفظ می­کنند. برای برطرف کردن عدم اطمینان جریان نقدی، آنها عمدتاً به افزایش سرمایه از محل تامین مالی خارجی می پردازند و تقریبا تراز نقد را کاهش نمی دهند و یا پول نقد غیر عملیاتی برای پوشش عدم اطمینان جریان نقد را افزایش
می دهند (لودینگ، سیفی لی، مینک کینگ لیو ووکسینک ووگ، 2012).

 

[1]– Mir and Majlof

[2]– Denis

[3]– Verdi

[4] – Deshmukh

[5] – Miller and Rock

[6] – Kato and et al

[7] – liwillen

[8] – Lindenberg and Stefan

[9]– Liuo and Yon

[10] – Kato

[11] – Frigo

دانلود پایان نامه