مفهوم نرخ بازده سرمايه،پایان نامه کارایی مالی شرکت های صنعتی

دانلود پایان نامه

نرخ بازده سرمايه[1] ، برگشت حقوق صاحبان سهام[2] ، بازده اصل سرمايه[3] و مشتقات آنها

نرخ بازده سرمايه يا برگشت سرمايه، برگشت حقوق صاحبان سهام و بازده اصل سرمايه و مشتقاتشان بعضي از شاخص هاي مالي هستند که اکثراً توسط شرکت ها براي ارزيابي نتايج تجاري شان استفاده مي شود (وستون وبريگام،1386).

نرخ بازده سرمايه مهم ترين ارزيابي براي سرمايه گذار است، چون نسبت بازده سود تجارت را محاسبه مي كند و به عنوان شاخصي براي سرمايه گذار است. برگشت حقوق صاحبان سهام معيار مهمي براي  نشان دادن ميزان درآمد هر سهم مي باشد که با تقسيم سود خالص شرکت (در آمد ) به حقوق صاحبان سهام محاسبه مي شود. در عوض آنهايي که توسط سرمايه گذاران عهده دار شدند تا سود را به عنوان نسبتي از برابري توليد ارزیابی کنند، ديدگاه مدير را اتخاذ مي کنند. بازده اصل سرمايه متغيري است که به دارايي ها در محدوده کنترل مستقيم مدير باز مي گردد. (سايمونز[4] ،2000) .

 

1-1-1-1 ارزش افزوده اقتصادي[5](EVA)

مدل ارزش افزوده اقتصادي توسط شرکت استرن استوارت و شرکا[6] براي تصحيح خطاي حسابداري عمومي از طريق تشخيص صريح اين که وقتي مديران سرمايه را به خدمت ميگيرند بايد براي آن هزينه بپردازند، ايجاد شد. با احتساب اينكه تمام هزينه هاي سرمايه، از جمله هزينه برابري ارزش افزوده اقتصادي در هر دوره گزارشي نشان مي دهد ميزان ثروت يک تجارت توليد شده يا از بين رفتن ثروت است(تاتيسچي وبلاچاندر،141،2008).

به عبارت ديگر ارزش افزوده اقتصادي قصد دارد سود را به شکل سهامداران تعريف کند. ارزش افزوده اقتصادي به مديران کمک مي کند تا دو اصل اساسي مالي را در تصميم گيري شان لحاظ کنند. اولين اصل اين است که هدف مالي هر شرکت بايد حداکثر کردن ثروت سهامدار باشد. دوم اين است که ارزش يک شرکت بستگي به ميزاني دارد،که سرمايه گذاران انتظار دارند سود آتي از هزينه سرمايه بيشتر شود يا کمتر شود. به اين معني که افزايش شديد در ارزش افزوده اقتصادي باعث افزايش در ارزش افزوده يک شرکت مي شود.

ارزش افزوده اقتصادي انجام احتمالي را با استفاده از ارزيابي مالي از بين مي برد که تصميم گيري را با تمرکز اصول رايج متصل و مرتبط مي کند.كه چطور ارزش افزوده اقتصادي را ارتقاء دهيم؟ به اين صورت، ارزش افزوده اقتصادي يک سيستم مديريت مالي است که زبان عمومي براي کارکنان در تمام پست هاي عملياتي و کارکنان را ارائه مي دهد و اين امکان را فراهم مي آورد که تمام تصميمات مديريتي نمونه گيري، کنترل، مطرح و به شکل مطابقي جبران شوند.(همان منبع ،142)

 

1-1-1-2 قيمت گذاري بر مبناي فعاليت [7]

قيمت گذاري بر مبناي فعاليت  براي بيان ضعف هاي سيستم هاي تعيين قيمت بر مبناي ميزان محرک  نوعي معرفي شد. اين ايده در پايه اين نمونه است که فعاليت هاي يک شرکت در جهت پشتيباني توليد و حمل وانتقال کالا و خدمات بايد هزينه هاي محصول را در نظر بگيرد (کوپر[8] و کاپلان، 2004).

اين روش شناسي مي تواند منجر به ارزيابي هاي اساساً مختلفي از هزينه ها و سوددهي محصول نسبت به رويکردهاي ساده ديگر شود که باعث تصميم گيري هاي استراتژيک دقيق تر با سوددهي بيشتر در مورد طراحي محصول، قيمت گذاري، بازاريابي و مونتاژ و همچنين پيشرفت هاي پيوسته عملي شود. روش شناسي قيمت گذاري بر مبناي فعاليت مبنايي براي ايجاد و گسترش آتي مديريت بر مبناي فعاليت را در چارچوبي براي مديريت ارزيابي عملكرد براساس کنترل فعاليت ها به واسطه ديدگاه هزينه و روند ارائه مي دهد. (تاتيسچي و بلاچاندر،143،2008)

 

[1]. Return On Investment (ROI)

[2] . Return On Equity (ROE)

[3]. Return On Capital Equity (ROCE)

[4]. Simons

[5]. The economic value added (EVA)

[6]. Stern stewart & Co

[7]. The activity based costing.the activity based management (ABC)

[8]. Cooper and Kaplan

دانلود پایان نامه